روزانه
اینجا شرایط زندگی خیلی جالب نیست. البته نمیدونم نوشتن هزار باره تجربه های مکرر در وبلاگ کار خوبیه یا نه ولی شاید بنویسم.
.
.
.
داشتم مینوشتم که استادم زنگ زد نزدیک بودغش کنم. باید به این ترس همیشگی از استاد و کار فرما غلبه کنم. جه بدبختیه ها!!!!

Leave a Reply